تاریخ ارسال : ۲۶ مهر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
شعر معروف که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها – حافظ شیرازی
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
حافظ شیرازی
بازدید: 1549 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- بیدل دهلوی (11)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سعدی (20)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سعدی (25)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار شهریار (10)
- مولانا (23)
- عشق (13)
- اشعار (7)
- صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
دیدگاهها بسته شدهاند.