تاریخ ارسال : ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ ارسال دیدگاه
شعر یک شب آتش در نیستانی فتاد از مجذوب تبریزی
یک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد
شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نیای شمع مزار خویش شد
نی به آتش گفت: کاین آشوب چیست؟
مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟
گفت آتش بیسبب نفروختم
دعوی بیمعنیات را سوختم
زانکه میگفتی نی ام با صد نمود
همچنان در بند خود بودی که بود
با چنین دعوی چرا ای کم عیار
برگ خود می ساختی هر نوبهار
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بیدردی علاجش آتش است
این شعر اثر مجذوب تبریزی شاعر قرن یازدهم است
یک شب آتش در نیستانی فتاد از کیست یک شب آتش در نیستانی فتاد تفسیر یک شب آتش در نیستانی فتاد دستگاه یک شب آتش در نیستانی فتاد متن یک شب آتش در نیستانی فتاد ناظری یک شب آتش در نیستانی فتاد/ سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد
بازدید: 7211 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار (7)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- شعر سعدی (16)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر شهریار (11)
- عشق (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
دیدگاهها بسته شدهاند.