تاریخ ارسال : ۳۰ مهر ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
سفر بخیر…(در سوگ پدر)
یاری نکرد بختم و دیر آمدم بَرَت
خوابیده بود راحت و آرام پیکرت
قسمت نشد ببینمت افسوس قبلِ من
دستِ اجل رسید و تُهی کرد ساغرت
اکنون سیاهپوشِ تو هستند بچّهها
جاری شدست چشمهی چشمانِ همسرت
بعد از تو ای نمادِ صلابت چه کس شود
پشت و پناه و سنگِ صبورِ دو خواهرت
مُردیم آن زمان که در آغوشِ سردِ گور
مَاوا گرفت پیکرِ پاک و مطهّرت
بیوقفه یاد میشود از خاطراتِ تو
از قلبِ صاف و چهرهی شاد و مُنوّرت
یادِ نماز خواندنِ نیمه شبت بخیر
پُر میشد از شمیمِ خدا پای تا سرت
یک عُمر میزبانِ کَسان بودی و کنون
مهمان شدی به خانهی بابا و مادرت
بابا سفربخیر، خرید بک لینک پروفایلی دعا کن برای ما
همواره دستِ حضرتِ حق یار و یاوَرَت
( نوزدهم مهرماه چهارصد و چهار…
سحرگاهی که از آن به بعد تنها عطرت برایم ماند)
بازدید: 297 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر شهریار (11)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- عشق (13)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- سعدی (25)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شهریار (52)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.