تاریخ ارسال : ۳۰ مهر ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
سفر بخیر…(در سوگ پدر)
یاری نکرد بختم و دیر آمدم بَرَت
خوابیده بود راحت و آرام پیکرت
قسمت نشد ببینمت افسوس قبلِ من
دستِ اجل رسید و تُهی کرد ساغرت
اکنون سیاهپوشِ تو هستند بچّهها
جاری شدست چشمهی چشمانِ همسرت
بعد از تو ای نمادِ صلابت چه کس شود
پشت و پناه و سنگِ صبورِ دو خواهرت
مُردیم آن زمان که در آغوشِ سردِ گور
مَاوا گرفت پیکرِ پاک و مطهّرت
بیوقفه یاد میشود از خاطراتِ تو
از قلبِ صاف و چهرهی شاد و مُنوّرت
یادِ نماز خواندنِ نیمه شبت بخیر
پُر میشد از شمیمِ خدا پای تا سرت
یک عُمر میزبانِ کَسان بودی و کنون
مهمان شدی به خانهی بابا و مادرت
بابا سفربخیر، خرید بک لینک پروفایلی دعا کن برای ما
همواره دستِ حضرتِ حق یار و یاوَرَت
( نوزدهم مهرماه چهارصد و چهار…
سحرگاهی که از آن به بعد تنها عطرت برایم ماند)
بازدید: 369 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- عشق (13)
- شعر شهریار (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- شهریار (52)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- وحشی بافقی (13)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
- اشعار (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.