تاریخ ارسال : ۲۷ دی ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
شاعر تو را دید و غم خود باز یادش رفت – محسن شیخی
محسن شیخی
شاعر تو را دید و غم خود باز یادش رفت
شعر کبوتر با کبوتر باز …. یادش رفت
پرواز گیسوی رهایت را کبوتر دید
شرمنده شد از کار خود ، پرواز یادش رفت
چشمان تو مانند دریایی جدا از هم
موسی تو را وقتی که دید اعجاز یادش رفت
عطر تنت خوش بو تر از باغ ارم … حافظ
با عطر تو مجنون شد و شیراز یادش رفت
حتی بنان از دوریت دلتنگ و محزون است
بغضی گلویش را گرفت …. آواز یادش رفت

بازدید: 2779 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بند ناف دنیا
دنیا چقدر سخت و نفسگیره یه تورنُمنت که آخرش مرگه در دادگاهِ مبهمِ تقدیر پاییزِ عمرم ریزشِ برگه درگیرِ بندِ نافِ دنیاییم با پیچ و تابش تار میبافه هر حلقه از...رباعیات دلنشین
رباعی 🌻 ای عشق، مرا دوباره عاشق بنویس!با آینه ی درد، موافق بنویس ای عشق، برای من، اگر فرصت شداز داغ نگفته ی شقایق بنویس! ای مثلِ یک آهِ خسته؛ در...گهواره پر تلاطم
این جهان برایم گهوارهای پر تلاطم بود تجربیات تلخ و شیرین داشتم، اما همه چون رؤیا گذشت به خاطر دارم شهری را که در خواب دیدم، با مردمان بیشمار ولی خرید...مجموعهای از اشعار کوتاه
سلام و وقت بخیر در ادامه، چند شعر کوتاه از زانا کوردستانی را میخوانیم: (۱)کلاغها به مزرعه بازگشتنددر غروبی تیره و تار،بر سر و شانههای مترسک نشستهاندبیاعتنا به فریاد اعتراضآمیز کشاورز.آنها...ماجرای حسین
عرش الهی در غم حسین (ع) ماتمزده است و زمین در عزای او اشک میریزد. قلب زمین از ندای «هل من ناصر ینصرنی» او شکست و آسمان وفایی بهتر از وفای...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شهریار (52)
- عشق (13)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- مولانا (23)
- شعر سعدی (16)
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار سعدی (20)
- سعدی (25)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عبید زاکانی (8)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.