تاریخ ارسال : ۱۶ تیر ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
ز حد گذشت جدائی – عبید زاکانی
ز حد گذشت جدائی
ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا
بیا که موسم عیشست و آشتی و صفا
لبت به خون دل عاشقان خطی دارد
غبار چیست دگر باره در میانهی ما
مرا دو چشم تو انداخت در بلای سیاه
و گرنه من که و مستی و عاشقی ز کجا
کجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسد
که عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما
ز زلف و خال تو دل را خلاص ممکن نیست
که زنگیان سیاهش نمیکنند رها
دلم ز جعد تو سودائی و پریشانست
بلی همیشه پریشانی آورد سودا
عبید وصف دهان و لب تو میگوید
ببین که فکر چه باریک و نازکست او را
عبید زاکانی

بازدید: 1679 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسمط «حس مهر» با تضمین غزل سعدی
#مسمط- شماره ۲۳ بسمه اللطیف حس مهر تضمین غزل شماره ۱۷۰ دیوان سعدی شیرازی ۱ سحرگاهان خورشید قصد آسمان میکند و طلوع مهر از شکوه و جلال جان نشان میدهد. در...مراقبت از صدفهای نرگسی شعر
از هر سطر و کلمه شعرهایت با دقت مراقبت مود لاین کن؛ زیرا این اشعار، پلی هستند که دنیای درونی تو را به جهان بیرون پیوند میدهند. این مردمی که من...آمدنم در مهرماه
مرا در ماه مهر به این دنیا آوردند تا چشمانم را به نظاره کوچ غریبانه قوهایی بگشایم که از فرمان خزان زودرس بالادستان میرفتند. آمدم تا اندوه پژمردن غنچهها دانلود فیلم...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- عبید زاکانی (8)
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- عشق (13)
- اشعار (7)
- شهریار (52)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار سعدی (20)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- شعر سعدی (16)
دیدگاهها بسته شدهاند.