تاریخ ارسال : ۱۶ تیر ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
ز حد گذشت جدائی – عبید زاکانی
ز حد گذشت جدائی
ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا
بیا که موسم عیشست و آشتی و صفا
لبت به خون دل عاشقان خطی دارد
غبار چیست دگر باره در میانهی ما
مرا دو چشم تو انداخت در بلای سیاه
و گرنه من که و مستی و عاشقی ز کجا
کجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسد
که عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما
ز زلف و خال تو دل را خلاص ممکن نیست
که زنگیان سیاهش نمیکنند رها
دلم ز جعد تو سودائی و پریشانست
بلی همیشه پریشانی آورد سودا
عبید وصف دهان و لب تو میگوید
ببین که فکر چه باریک و نازکست او را
عبید زاکانی

بازدید: 1591 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده)
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده) آیا تا کنون به صدای خانهتان گوش دادهاید؟ نه صدای تلویزیون یا ماشین لباسشویی، بلکه صدای واقعی انسانها. آهنگی که فرزندتان زیر لب زمزمه...خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سعدی (20)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار (7)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- شهریار (52)
- اشعار شهریار (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.