تاریخ ارسال : ۴ مهر ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
روی تو خوش مینماید آینه ما – سعدی
روی تو خوش مینماید آینه ما
کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا
چون می روشن در آبگینه صافی
خوی جمیل از جمال روی تو پیدا
هر که دمی با تو بود یا قدمی رفت
از تو نباشد به هیچ روی شکیبا
صید بیابان سر از کمند بپیچد
ما همه پیچیده در کمند تو عمدا
طایر مسکین که مهر بست به جایی
گر بکشندش نمیرود به دگر جا
غیرتم آید شکایت از تو به هر کس
درد احبا نمیبرم به اطبا
برخی جانت شوم که شمع افق را
پیش بمیرد چراغدان ثریا
گر تو شکرخنده آستین نفشانی
هر مگسی طوطیی شوند شکرخا
لعبت شیرین اگر ترش ننشیند
مدعیانش طمع کنند به حلوا
مرد تماشای باغ حسن تو سعدیست
دست فرومایگان برند به یغما
بازدید: 1714 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم پیوند من از...diag-img-8f4a
متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر شهریار (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شهریار (52)
- وحشی بافقی (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- اشعار (7)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر (10)
- عبید زاکانی (8)
- عشق (13)
- مولانا (23)
- صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
دیدگاهها بسته شدهاند.