تاریخ ارسال : ۳ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
زندگی در صدف خویش گهر ساختن است – اقبال لاهوری
زندگی در صدف خویش گهر ساختن است
در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است
عشق ازین گنبد در بسته برون تاختن است
شیشه ماه ز طاق فلک انداختن است
سلطنت نقد دل و دین ز کف انداختن است
به یکی داد جهان بردن و جان باختن است
حکمت و فلسفه را همت مردی باید
تیغ اندیشه بروی دو جهان آختن است
مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست
از همین خاک جهان دگری ساختن است

بازدید: 3715 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
ماجرای حسین
عرش الهی در غم حسین (ع) ماتمزده است و زمین در عزای او اشک میریزد. قلب زمین از ندای «هل من ناصر ینصرنی» او شکست و آسمان وفایی بهتر از وفای...بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
- اشعار شهریار (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- شعر (10)
- شهریار (52)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سعدی (20)
- سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.