تاریخ ارسال : ۳ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
زندگی در صدف خویش گهر ساختن است – اقبال لاهوری
زندگی در صدف خویش گهر ساختن است
در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است
عشق ازین گنبد در بسته برون تاختن است
شیشه ماه ز طاق فلک انداختن است
سلطنت نقد دل و دین ز کف انداختن است
به یکی داد جهان بردن و جان باختن است
حکمت و فلسفه را همت مردی باید
تیغ اندیشه بروی دو جهان آختن است
مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست
از همین خاک جهان دگری ساختن است

بازدید: 3714 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- شعر (10)
- اشعار (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- وحشی بافقی (13)
- مولانا (23)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سعدی (25)
- صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار شهریار (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
دیدگاهها بسته شدهاند.