تاریخ ارسال : ۱۹ شهریور ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
بسیار گرم پیش منه در هلاک ما – وحشی بافقی
بسیار گرم پیش منه در هلاک ما
اندیشه کن ز حال دل دردناک ما
زهر ندامتیست که بردیم زیر خاک
این سبزهای که سر زده از روی خاک ما
مغرور حسن خود مشو و قصد ما مکن
کاین حسن تست از اثر عشق پاک ما
بیرون دویدهایم ز محنت سرای غم
معلوم میشود ز گریبان چاک ما
وحشی ریاض همت ما زان فزونتر است
کاوراق سبز چرخ شود برگ تاک ما
بازدید: 1424 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- بیدل دهلوی (11)
- عشق (13)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- مولانا (23)
- سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- شعر وحشی بافقی (8)
- صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سعدی (16)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
دیدگاهها بسته شدهاند.