دوبیتی های باباطاهر – سری اول
هر آنكس عاشقست از جان نترسد
عاشق از كنده و زندون نترسد
دل عاشق بود گرگ گرسنه
كه گرگ از هي هي چوپان نترسد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اشعار بابا طاهر :
به قبـــــــرستان گـــذر کردم صباحی
شنیــــــدم نالـــــه و افغــــان و آهی
شنیـــدم کلـــــهای با خاک میگفت
کــــه این دنیـــا نمـــیارزد به کاهی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اشعار بابا طاهر :
من آن رندم که گیرم از شهان باج
بپوشم جوشن و بر سر نهم تاج
فرو ناید سر مردان به نامرد
اگر دارم کشند مانند حلاج
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اشعار بابا طاهر :
خـــوش آن ساعت که دیدار ته وینم
کمنــــد عنبــــــــرین تـــــــار ته وینم
نوینـــــــه خــــــــرمی هـــرگز دل مو
مگـــــر آن دم کـــــه رخسـار ته وینم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اشعار بابا طاهر :
شد ستم پير و بر نايي نمانده
بتن توش و توانايي نمانده
بمو واجي بوره آلاله اي چين
چرا چينم كه بينايي نمانده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اشعار بابا طاهر :
بوره كر ديده جيحوني بسازيم
بوره ليلي و مجنوني بسازيم
فريدون عزيز از دست مو رفت
بوره از نو فريدوني بسازيم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اشعار بابا طاهر :
بود درد مو و درمونم از دوست
بود هجر مو و هجرونم از دوست
اگر قصابم از تن وا كره پوست
جدا هرگز نكرده جونم از دوست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اشعار بابا طاهر :
سه درد آمد به جونم هر سه یکبار
غریبـــــی و اسیـــــری و غــــم یار
غریبـــــی و اسیـــــری چــاره دیره
غــــم یار و غــــــــم یار و غــــم یار
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اشعار بابا طاهر :
زدست عشق هر شو حالم این بی
سریرم خشت و بالینم زمین بی
خوشم این بی که موته دوست دیرم
هر آن ته دوست داره حالش این بی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...فرشته ای که نبود
فرشته ای که نبود پشتِ بالهای سپیدش، سیاهیِ عمیقی نفس می کشید. خنده اش صدای نفرت داشت. دلش بزرگ بود ، آنقدر بزرگ که سالها زباله دانِ دروغ، ریا و خودخواهی...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- عبید زاکانی (8)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شهریار (52)
- شعر صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- عشق (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار (7)
- سعدی (25)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- شعر سعدی (16)
دیدگاهها بسته شدهاند.