تاریخ ارسال : ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی – مولانا
در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
بر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی
هر ذرهای دوان است تا زندگی بیابد
تو ذرهای نداری آهنگ زندگانی
گر ز آنک زندگانی بودی مثال سنگی
خوش چشمهها دویدی از سنگ زندگانی
در آینه بدیدم نقش خیال فانی
گفتم چیی تو گفتا من زنگ زندگانی
اندر حیات باقی یابی تو زندگان را
وین باقیان کیانند دلتنگ زندگانی
آنها که اهل صلحند بردند زندگی را
وین ناکسان بمانند در جنگ زندگانی
بازدید: 1636 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سعدی (25)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عشق (13)
- وحشی بافقی (13)
- شعر (10)
- اشعار سعدی (20)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- شعر سعدی (16)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- اشعار (7)
- صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار شهریار (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.