تاریخ ارسال : ۱۵ اسفند ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
این من، نه منم، اگر مَنی هست، تویی – علاءالدوله سمنانی

این من، نه منم، اگر مَنی هست، تویی
وَر در برِ من پیرهنی هست، تویی
در راه غمت، نه تن به من ماند و نه جان
ور زآنکه مرا جان و تَنی هست، تویی
| علاءالدوله سمنانی |
بازدید: 3678 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...برچسب ها
- سعدی (25)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سعدی (16)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سعدی (20)
- مولانا (23)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.