تاریخ ارسال : ۲۱ شهریور ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
گفتی که مرا دوست نداری گلهای نیست – مریم حیدرزاده
گفتی که مرا دوست نداری گلهای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصلهای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصلهای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچلهای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست
رفتی تو، خدا پشت و پناهت، به سلامت
بگذار بسوزند دل من مسئلهای نیست
بیوگرافی مریم حیدرزاده
بازدید: 1692 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شهریار (52)
- سعدی (25)
- عشق (13)
- اشعار سعدی (20)
- وحشی بافقی (13)
- شعر سعدی (16)
- اشعار شهریار (10)
- عبید زاکانی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- مولانا (23)
- شعر صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.