تاریخ ارسال : ۲۱ شهریور ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
گفتی که مرا دوست نداری گلهای نیست – مریم حیدرزاده
گفتی که مرا دوست نداری گلهای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصلهای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصلهای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچلهای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست
رفتی تو، خدا پشت و پناهت، به سلامت
بگذار بسوزند دل من مسئلهای نیست
بیوگرافی مریم حیدرزاده
بازدید: 1767 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- اشعار شهریار (10)
- مولانا (23)
- اشعار (7)
- بیدل دهلوی (11)
- وحشی بافقی (13)
- عشق (13)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سعدی (20)
- شعر سعدی (16)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- سعدی (25)
- سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.