تاریخ ارسال : ۱ مهر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
اگر به باده مشکین دلم کشد شاید – حافظ شیرازی
اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
که بوی خیر ز زهد ریا نمیآید
جهانیان همه گر منع من کنند از عشق
من آن کنم که خداوندگار فرماید
طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریم
گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید
مقیم حلقه ذکر است دل بدان امید
که حلقهای ز سر زلف یار بگشاید
تو را که حسن خداداده هست و حجله بخت
چه حاجت است که مشاطهات بیاراید
چمن خوش است و هوا دلکش است و می بیغش
کنون به جز دل خوش هیچ در نمیباید
جمیلهایست عروس جهان ولی هش دار
که این مخدره در عقد کس نمیآید
به لابه گفتمش ای ماه رخ چه باشد اگر
به یک شکر ز تو دلخستهای بیاساید
به خنده گفت که حافظ خدای را مپسند
که بوسه تو رخ ماه را بیالاید
بازدید: 1104 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
- مولانا (23)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سعدی (20)
- شهریار (52)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- عشق (13)
- سعدی (25)
- عبید زاکانی (8)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.