تاریخ ارسال : ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
گفتم صنما لاله رخا دلدارا – ابوسعید ابوالخیر
گفتم صنما لاله رخا دلدارا
در خواب نمای چهره باری یارا
گفتا که روی به خواب بی ما وانگه
خواهی که دگر به خواب بینی ما را
…………………………………..
گفتی که منم ماه نشابور سرا
ای ماه نشابور نشابور ترا
آن تو ترا و آن ما نیز ترا
با ما بنگویی که خصومت ز چرا
…………………………
هرگاه که بینی دو سه سرگردانرا
عیب ره مردان نتوان کرد آنرا
تقلید دو سه مقلد بیمعنی
بدنام کند ره جوانمردان را
………………………………….
یا رب مکن از لطف پریشان ما را
هر چند که هست جرم و عصیان ما را
ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم
محتاج بغیر خود مگردان ما را
شعر از : ابوسعید ابوالخیر
بازدید: 1740 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- شهریار (52)
- اشعار شهریار (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- عشق (13)
- شعر شهریار (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- وحشی بافقی (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- اشعار سعدی (20)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
دیدگاهها بسته شدهاند.