شمعیم و دلی مشعلهافروز و دگر هیچ – ملک الشعرای بهار
شمعیم و دلی مشعلهافروز و دگر هیچ شب تا به سحر گریهی جانسوز و دگر هیچ افسانه بود معنی دیدار، که دادند در پرده یکی وعدهی مرموز و دگر هیچ خواهی...ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن – حافظ شیرازی
ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر در زلف بیقرار تو پیدا قرار حسن ماهی...مست خراب یابد هر لحظه در خرابات – فخرالدین عراقی
مست خراب یابد هر لحظه در خرابات گنجی که آن نیابد صد پیر در مناجات خواهی که راهٔابی بیرنج بر سر گنج میبیز هر سحرگاه خاک در خرابات یک ذره گرد...شمعیم و دلی مشعلهافروز و دگر هیچ – ملک الشعرای بهار
شمعیم و دلی مشعلهافروز و دگر هیچ شب تا به سحر گریهی جان سوز و دگر هیچ افسانه بود معنی دیدار، که دادند در پرده یکی وعدهی مرموز و دگر هیچ...رباعیات خیام و ترجمه ترکی توسط حبیب ساهر
رباعیات خیام و ترجمه ترکی توسط حبیب ساهر اولین سراینده شعر نو ترکی رباعي خيام: اين كوزه چو من عاشق زاري بوده ست در بند سرزلف نگار ي بوده ست وين دسته...برشو ای رایت روز از در شرق – ملک الشعرای بهار
برشو ای رایت روز از در شرق بشکف ای غنچهٔ صبح از بر کوه دهر را تاج زر آویز به فرق کامدم زین شب مظلم بهستوه ای شب موحش انده گستر...دستِ تو یاسِ نوازش – اردلان سرفراز
دستِ تو یاسِ نوازش در سحرگاهِ بهاری ای همه آرامش از تو در سَر انگشتت چه داری؟ در کتابِ قصهء من معنیِ هر دل سپردن خود شکستن ، بود و مردن...به روي گونه تابيدي و رفتي – مریم حیدرزاده
به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي كنار اتظارت تا سحر گاه شبي همپاي پيچك...ناله ز درد هجران وای از غم جدایی – مریم حیدرزاده
ناله ز درد هجران وای از غم جدایی فکر وداع باید از روز آشنایی با من بمان برادر طاقت نمانده دیگر باور نمیکنم من شد موسم جدایی گوید غریب مادر! ای...برچسب ها
- عبید زاکانی (8)
- عشق (13)
- شعر شهریار (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- شهریار (52)
- شعر (10)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- مولانا (23)
- شعر وحشی بافقی (8)
- صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- سیمین بهبهانی (7)