تاریخ ارسال : ۱۱ آبان ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
داند آنکس که ز دیدار تو برخوردار است – رضی الدین آرتیمانی
داند آنکس که ز دیدار تو برخوردار است
که خرابات و حرم غیر در و دیوار است
ای که در طور ز بیحوصلگی مدهوشی
دیده بگشای که عالم همهگی دیدار است
همه پامال تو شد خواه سرو خواهی جان
و آنچه در دست من از توست همین پندار است
از تو ناقوس بدست من مست است که هست
و ز تو طرفی که ببستیم همین زنار است
برخور از باغچهٔ حسن که نشکفته، هنوز
گل رسوائی ما از چمن دیدار است
باور از مات نیاید به لب بام در آی
تا ببینی که چه شور از تو درین بازار است
دو جهان بر سر دل باخت رضی منفعل است
که فزایند بر آن بار گر این بازار است
رضی الدین آرتیمانی
بازدید: 1322 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
ماجرای حسین
عرش الهی در غم حسین (ع) ماتمزده است و زمین در عزای او اشک میریزد. قلب زمین از ندای «هل من ناصر ینصرنی» او شکست و آسمان وفایی بهتر از وفای...بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار شهریار (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- شعر سعدی (16)
- سعدی (25)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر شهریار (11)
- عشق (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- وحشی بافقی (13)
- عبید زاکانی (8)
- مولانا (23)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.