تاریخ ارسال : ۱۱ آبان ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
داند آنکس که ز دیدار تو برخوردار است – رضی الدین آرتیمانی
داند آنکس که ز دیدار تو برخوردار است
که خرابات و حرم غیر در و دیوار است
ای که در طور ز بیحوصلگی مدهوشی
دیده بگشای که عالم همهگی دیدار است
همه پامال تو شد خواه سرو خواهی جان
و آنچه در دست من از توست همین پندار است
از تو ناقوس بدست من مست است که هست
و ز تو طرفی که ببستیم همین زنار است
برخور از باغچهٔ حسن که نشکفته، هنوز
گل رسوائی ما از چمن دیدار است
باور از مات نیاید به لب بام در آی
تا ببینی که چه شور از تو درین بازار است
دو جهان بر سر دل باخت رضی منفعل است
که فزایند بر آن بار گر این بازار است
رضی الدین آرتیمانی
بازدید: 1217 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سعدی (16)
- عشق (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- سعدی (25)
- شعر (10)
- صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- شهریار (52)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.