تاریخ ارسال : ۸ فروردین ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد – صائب تبریزی
دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد
که مصحف بر خود از شیرازه زنار می پیچد
کدامین بی ادب زد حلقه بر در این گلستان را؟
که هر شاخ گلی بر خویشتن چون مار می پیچد
حجاب آب و گل گردیده سنگ راه یکتایی
وگرنه رشته تسبیح بر زتار می پیچد
به این بی ناخنی چون می خراشم سینه خود را
صدای تیشه فرهاد در کهسار می پیچد
نمی دانم چه می ریزد زکلک نامه پردازم
که هر سطری به خود از درد چون طومار می پیچد
ازین بستانسرا با دست خالی می رود بیرون
سبکدستی که بر هر دامنی چون خار می پیچد
به دور چشم او انگشت زنهاری است هرمژگان
که از بیمار بدخو روز و شب غمخوار می پیچد
“مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد”

بازدید: 2267 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سعدی (25)
- شهریار (52)
- عبید زاکانی (8)
- شعر سعدی (16)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- بیدل دهلوی (11)
- عشق (13)
- مولانا (23)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار (7)
- اشعار شهریار (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.