تاریخ ارسال : ۸ فروردین ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد – صائب تبریزی
دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد
که مصحف بر خود از شیرازه زنار می پیچد
کدامین بی ادب زد حلقه بر در این گلستان را؟
که هر شاخ گلی بر خویشتن چون مار می پیچد
حجاب آب و گل گردیده سنگ راه یکتایی
وگرنه رشته تسبیح بر زتار می پیچد
به این بی ناخنی چون می خراشم سینه خود را
صدای تیشه فرهاد در کهسار می پیچد
نمی دانم چه می ریزد زکلک نامه پردازم
که هر سطری به خود از درد چون طومار می پیچد
ازین بستانسرا با دست خالی می رود بیرون
سبکدستی که بر هر دامنی چون خار می پیچد
به دور چشم او انگشت زنهاری است هرمژگان
که از بیمار بدخو روز و شب غمخوار می پیچد
“مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد”

بازدید: 2185 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- عشق (13)
- شعر سعدی (16)
- اشعار شهریار (10)
- بیدل دهلوی (11)
- صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- عبید زاکانی (8)
- شعر شهریار (11)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- وحشی بافقی (13)
- شعر (10)
- اشعار سعدی (20)
دیدگاهها بسته شدهاند.