تاریخ ارسال : ۲۸ اسفند ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
مژده بده مژده بده یار پسندید مرا – هوشنگ ابتهاج
هوشنگ ابتهاج :

مژده بده مژده بده یار پسندید مرا
سایه ی او گشتم و او برد به خورشید مرا
جان دل و دیده منم گریه ی خندیده منم
یار پسندیده منم یار پسندید مرا
کعبه منم قبله منم سوی من آرید نماز
کان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا
پرتو دیدار خوشش تافته در دیده ی من
آینه در آینه شد دیدمش و دید مرا
چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او
باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا
پرتو بی پیرهنم جان رها کرده تنم
تا نشوم سایه ی خود باز نبینید مرا
بازدید: 4993 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
خدای ابراهیم
خدای ابراهیم عصر یک روز تابستانی، هنگامی که هنوز بستنیها از درخشش خورشید آب میشدند و سایهها قد کشیده بودند، خلیل به هوای خنک شیرینی فروشی سر کوچه پناه آورد. هنوز...زخمِ انتظار
دوباره حاکمِ تزویر بر قلم جاریست دروغ، نسخهی درمانِ دردِ آدم شد به نامِ عدل، فقیران اسیرِ زر ماندند و خنده بر لبِ دزدانِ حق فراهم شد مُریدِ مذهبِ تزویر خطبه...مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- مولانا (23)
- اشعار سعدی (20)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شهریار (52)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر سعدی (16)
- سعدی (25)
- شعر شهریار (11)
- وحشی بافقی (13)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- عشق (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- اشعار شهریار (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.