شنیده ام می خوای بری به جنّت
شنیده ام می خوای بری به جنّت
با حوریا برقصی جون عمّت
گفتی می خوای بگیری چن تا حوری
از خوشگلای گوگوری مگوری
گفتی اگه پات برسه به دوزخ
لب به چیزی نمی زنی بجز یخ
لم می دی روی مبل و پای TV
پوس می کنی سیب گلاب و کیوی
به هر کسی که بنشینه کنارت
یه ذرّه هم نمی دی از انارت
اگه با کامیون بیارن آلو
کلّشونا می دی به خورد هالو
مهمون اگه رسید برات از اینجا
گفتی سه سوته می فرستی دریا
می گی برن سوار قایق بشن
بلکه کنار ساحل عاشق بشن
وقتی کسی بار سفر می بنده
حتّی سئو سایت شرکتی یه بار نمی تونه بخنده
کسی که شعر عاشقانه گفته
بین سفر ز خستگی می خفته
اونم که مثل من میگه ترانه
هی می خوره هویج و هندوانه
نمی دونمم چی می خوری که هر شب
تو خواب خوش می گیری از ” بنده ” لب
اونکه نخونده شعر طنز و مرده
یا حقّ شاعران شهر رو خورده
رو دس میره تا لب گور و اونجا
می لرزه تا آخر فصل سرما
ولی کسی که حق کشی نکرده
حامی شاعران اهل درده
همیشه شعر بانمک نوشته
یه راس می ره بهشت و با فرشته …
#مهدی_سیدحسینی
sheroshirini055
۱۰ / ۷ / ۱۴۰۴
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- عبید زاکانی (8)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- مولانا (23)
- شعر وحشی بافقی (8)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- شعر شهریار (11)
- عشق (13)
دیدگاهها بسته شدهاند.