تاریخ ارسال : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
کاروانی شکر از مصر به شیراز آید – سعدی شیرازی
کاروانی شکر از مصر به شیراز آید
اگر آن یار سفرکرده ما بازآید

گو تو بازآی که گر خون منت درخوردست
پیشت آیم چو کبوتر که به پرواز آید
نام و ننگ و دل و دین گو برود این مقدار
چیست تا در نظر عاشق جانباز آید
من خود این سنگ به جان میطلبیدم همه عمر
کاین قفس بشکند و مرغ به پرواز آید
اگر این داغ جگرسوز که بر جان منست
بر دل کوه نهی سنگ به آواز آید
من همان روز که روی تو بدیدم گفتم
هیچ شک نیست که از روی چنین ناز آید
هر چه در صورت عقل آید و در وهم و قیاس
آن که محبوب منست از همه ممتاز آید
گر تو بازآیی و بر ناظر سعدی بروی
هیچ غم نیست که منظور به اعزاز آید
سعدی شیرازی
بازدید: 1713 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- سعدی (25)
- شهریار (52)
- اشعار سعدی (20)
- شعر سعدی (16)
- عبید زاکانی (8)
- شعر شهریار (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- شعر وحشی بافقی (8)
- صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.