تاریخ ارسال : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
کاروانی شکر از مصر به شیراز آید – سعدی شیرازی
کاروانی شکر از مصر به شیراز آید
اگر آن یار سفرکرده ما بازآید

گو تو بازآی که گر خون منت درخوردست
پیشت آیم چو کبوتر که به پرواز آید
نام و ننگ و دل و دین گو برود این مقدار
چیست تا در نظر عاشق جانباز آید
من خود این سنگ به جان میطلبیدم همه عمر
کاین قفس بشکند و مرغ به پرواز آید
اگر این داغ جگرسوز که بر جان منست
بر دل کوه نهی سنگ به آواز آید
من همان روز که روی تو بدیدم گفتم
هیچ شک نیست که از روی چنین ناز آید
هر چه در صورت عقل آید و در وهم و قیاس
آن که محبوب منست از همه ممتاز آید
گر تو بازآیی و بر ناظر سعدی بروی
هیچ غم نیست که منظور به اعزاز آید
سعدی شیرازی
بازدید: 1686 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مهمانی نور
مهمانی نور بنام خدا لایسنس نود ۳۲ پنجره اتاقم را باز کردم، نگاهی به آسمان انداختم، آرامش عجیبی سراپای وجودم را فرا گرفت. عمیق تر نگریستم دنیایی از زیبائی را در...دختران ایران!
دختران ایران! به نام خداوندگار گام هایت را آهسته بردار بانوی اصیل. چنان میدرخشی در میان دشت ها، لاله ها واژگونند از آن تو. چنان روییدنی از گام هایت پیداست که...شاعر که باشی
شاعر که باشی سارتر می گفت: هر چقدر که بدانی بیشتر زجر می کشی( به ویژه که بدانی و نتوانی حال آنکه دانستن هم خود اراده ای می خواهد ) .خب...برچسب ها
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- اشعار شهریار (10)
- سعدی (25)
- وحشی بافقی (13)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- عشق (13)
- اشعار سعدی (20)
- صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- شعر سعدی (16)
- عبید زاکانی (8)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
دیدگاهها بسته شدهاند.