به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸

شعر Archives - صفحه 6 از 17 - شعر و ادب

شعر و ادب

۱۱تیر

87

0

صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست – سعدی

صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظیم ور نسازد می‌بباید ساختن با خوی دوست گر قبولم می‌کند مملوک خود می‌پرورد ور براند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست هر که را خاطر به روی دوست رغبت می‌کند بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست دیگران را عید اگر فرداست ما را این […]

۵تیر

91

0

ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری – شهریار

ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری به شب سیاه عاشق چکند پری که شمعی است تو فروغ ماه من شو که فروغ ماه داری بگشای روی زیبا ز گناه آن میندیش به خدا که کافرم من تو اگر گناه داری من از آن سیاه دارم به غم تو روز روشن که تو ماهی و تعلق به شب سیاه […]

۴تیر

79

0

آفرین خدای بر جانت – سعدی

آفرین خدای بر جانت که چه شیرین لبست و دندانت هر که را گم شدست یوسف دل گو ببین در چه زنخدانت فتنه در پارس بر نمی‌خیزد مگر از چشم‌های فتانت سرو اگر نیز آمدی و شدی نرسیدی بگرد جولانت شب تو روز دیگران باشد کآفتابست در شبستانت تا کی ای بوستان روحانی گله از دست بوستانبانت بلبلانیم یک نفس بگذار تا بنالیم در گلستانت گر هزارم جفا و جور […]

۴تیر

109

0

به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم – سعدی

به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم ز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم کجا روم که بمیرم بر آستان امید اگر به دامن وصلت نمی‌رسد دستم شگفت مانده‌ام از بامداد روز وداع که برنخاست قیامت چو بی تو بنشستم بلای عشق تو نگذاشت پارسا در پارس یکی منم که ندانم نماز چون بستم نماز کردم و از بیخودی ندانستم که در خیال تو عقد نماز چون بستم نماز […]

۲تیر

128

0

مولوی و جامی در مدح عطار

مولوی و جامی در مدح عطار مولانا در باب عطار این گونه زبان گشوده است که: هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم عطار به گشت و گذار و تحقق «قل سیروا فی الأرض» نیز مبادرت خاصی می نمود و از مکه تا ماوراءالنهر را برای زیارت بسیاری مشایخ بزرگ گشته است. گزيده اي از اشعار عطار نیشابوری   اي هجر تو وصل […]

۲۲خرداد

119

0

نداد عشق گریبان به دست کس ما را – صائب تبریزی

نداد عشق گریبان به دست کس ما را گرفت این می پرزور، چون عسس ما را به گرد خاطر ما آرزو نمی‌گردید لب تو ریخت به دل، رنگ صد هوس ما را خراب حالی ما لشکری نمی‌خواهد بس است آمدن و رفتن نفس ما را تمام روز ازان همچو شمع خاموشیم که خرج آه سحر می‌شود نفس ما را غریب گشت چنان فکرهای ما صائب که نیست چشم به تحسین […]

۹خرداد

120

0

شورش بلبلان سحر باشد – سعدی

شورش بلبلان سحر باشد خفته از صبح بی‌خبر باشد تیرباران عشق خوبان را دل شوریدگان سپر باشد عاشقان کشتگان معشوقند هر که زندست در خطر باشد همه عالم جمال طلعت اوست تا که را چشم این نظر باشد کس ندانم که دل بدو ندهد مگر آن کس که بی بصر باشد آدمی را که خارکی در پای نرود طرفه جانور باشد گو ترش روی باش و تلخ سخن زهر شیرین […]

۵خرداد

133

0

گلچین که آمد ای گل من در چمن نباشم – شهریار

گلچین که آمد ای گل من در چمن نباشم آخر نه باغبانم شرط است من نباشم ناچار چون نهد سر بر دامن گلم خار چاکم بود گریبان گر در کفن نباشم عهدی که رشته آن با اشک تاب دادی زلف تو خود بگوید من دل شکن نباشم اکنون که شمع جمعی دودم به سر رود به تا چشم رشک و غیرت در انجمن نباشم بی چون تو همزبانی من در […]

۲خرداد

206

0

همه عالم تنست و ایران دل – نظامی

همه عالم تنست و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل چونکه ایران دل زمین باشد دل ز تن به بود یقین باشد زان ولایت که مهتران دارند بهترین جای بهتران دارند دل توئی وین مثل حکایت تست که دل مملکت ولایت تست ای به خضر و سکندری مشهور مملکت را ز علم و عدل تو نور ز آهنی گر سکندر آینه ساخت خضر اگر سوی آب حیوان تاخت گوهر […]

۲۴اردیبهشت

155

0

نظر خدای بینان طلب هوا نباشد – سعدی

نظر خدای بینان طلب هوا نباشد سفر نیازمندان قدم خطا نباشد همه وقت عارفان را نظرست و عامیان را نظری معاف دارند و دوم روا نباشد به نسیم صبح باید که نبات زنده باشی نه جماد مرده کان را خبر از صبا نباشد اگرت سعادتی هست که زنده دل بمیری به حیاتی اوفتادی که دگر فنا نباشد به کسی نگر که ظلمت بزداید از وجودت نه کسی نعوذبالله که در […]


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک