شعر معروف عجب بیهوده تکراریست دنیا – اردلان سرفراز
دلم تنگ است دلم می سوزد از باغی که میسوزد نه دیداری نه بیداری نه دستی از سر یاری مرا آشفته می دارد چنین آشفته بازاری تمام عمر بستیم و شکستیم...ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند – رهی معیری
ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم غافل...شعر معروف شد خزان گلشن آشنایی – رهی معیری
شد خزان گلشن آشنایی باز هم آتش به جان زد جدایی عمر من این گل. طی شد بهر تو ور تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی با تو وفا...عشق لالایی بارون تو شباست – اردلان سرفراز
عشق لالایی بارون تو شباست نم نمه بارون پشت شیشه هاست لحظه شبنم و برگ گل یاس لحظه رهاییه پرنده هاست تو خود عشقی که همزاد منی تو سکوت منو فریاد...نقابی بر افکن ز پی امتحان را – رضی الدین آرتیمانی
نقابی بر افکن ز پی امتحان را که تا بینی از جان لبالب جهان را چو در جلوه آیی بدین شوخ و شنگی برقص اندر آری زمین و زمان را بروی...من از صدای گریه تو به غربت بارون رسیدم – اردلان سرفراز
من از صدای گریه تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم… چشم تو همرنگ یه باغه تو غربت غروب پاییز مثل من از یه درد کهنه لبریز…...دل به کسی سپردهام کو همه قصد جان کند – اوحدی مراغه ای
دل به کسی سپردهام کو همه قصد جان کند کام کسی روا نکرد، اشک بسی روان کند هر که بدید کار ما وین رخ زرد زار ما گفت که: در دیار...ای که شعر تلخ چشمات / قصه ی غربت من بود – اردلان سرفراز
ای که شعر تلخ چشمات / قصه ی غربت من بود عینهو نفس کشیدن / دیدنت عادت من بود میون دفتر شعرام / رو تن سپید هر برگ با همون خط...چه رفته است که امشب سحر نمي آيد ؟ – رهی معیری
چه رفته است که امشب سحر نمي آيد ؟ شب فراق به پايان مگر نمي آيد؟ جمال يوسف گل چشم باغ روشن کرد ولي ز گمشده من خبر نمي آيد شدم...برچسب ها
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
- شعر شهریار (11)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- شعر (10)
- عشق (13)
- صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سیمین بهبهانی (7)