به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸

You searched for بند - شعر و ادب

شعر و ادب

۹اردیبهشت

66

0

پیرزنی را ستمی درگرفت – نظامی گنجوی

پیرزنی را ستمی درگرفت دست زد و دامن سنجر گرفت کای ملک آزرم تو کم دیده‌ام وز تو همه ساله ستم دیده‌ام شحنه مست آمده در کوی من زد لگدی چند فرا روی من بیگنه از خانه برویم کشید موی کشان بر سر کویم کشید در ستم آباد زبانم نهاد مهر ستم بر در خانم نهاد گفت فلان نیم‌شب ای کوژپشت بر سر کوی تو فلانرا که کشت خانه من […]

۲۴فروردین

58

0

دل‌ربایانه دگر بر سرِ ناز آمده‌ای – صائب تبریزی

دل‌ربایانه دگر بر سرِ ناز آمده‌ای از دلِ من چه به‌جا مانده که باز آمده‌ای؟ در بغل شیشه و در دست قدح، در بر چنگ چشم بد دور که بسیار بساز آمده‌ای بگذر از ناز و برون آی ز پیراهن شرم که عجب تنگ در آغوش نیاز آمده‌ای می بده، می بستان، دست بزن، پای بکوب! به خرابات نه از بهر نماز آمده‌ای آنقدر باش که من از سر جان […]

۹فروردین

63

0

صبا به شوق در ایوان شهریار آمد – شهریار

صبا به شوق در ایوان شهریار آمد که خیز و سر به در از دخمه کن بهار آمد ز زلف زرکش خورشید بند سیم سه تار که پرده های شب تیره تار و مار آمد به شهر چند نشینی شکسته دل برخیز که باغ و بیشه شمران شکوفه زار آمد به سان دختر چادرنشین صحرائی عروس لاله به دامان کوهسار آمد فکند زمزمه گلپونه ئی به برزن وکو به بام […]

۲۶اسفند

74

0

گلچین تک بیتی های ناب وحشی بافقی

گلچین تک بیتی های ناب وحشی بافقی :   شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی؟ سوختم، سوختم این راز نهفتن تا کی؟ *** دل نیست  کبوتر  که چو برخاست نشنید از  گوشه  بامی که پـــریدیم ، پـــــریدیم *** در میان اشک شادی گم شدم روز وصال این چنین روزی که دیدم‌خویش را گم می‌کنم *** بکش و بسوز و بگذر، منگر به اینکه عاشق به جز اینکه مهر ورزد، […]

۲۳اسفند

67

0

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست – شهریار

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست ماه من نیست در این قافله راهش ندهید کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست تخت سلطان هنر بر افق چشم […]

۱۷اسفند

74

0

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت – شهریار

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت بیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاه نمی‌رمد مگر از توتیای گرد سیاهت بیا که جز تو سزاوار این […]

۹اسفند

73

0

يا رب مرا ياري بده ، تا سخت آزارش کنم – سیمین بهبهانی

سیمین بهبهانی : يا رب مرا ياري بده ، تا سخت آزارش کنم هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم از بوسه هاي آتشين ، وز خنده هاي دلنشين صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم در پيش چشمش ساغري ، گيرم ز دست دلبري از رشک آزارش دهم ، وز غصه بيمارش کنم بندي به پايش افکنم ، گويم خداوندش منم […]

۹اسفند

77

0

از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست – شهریار

از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت آن نغمه‌سرا بلبل باغ هنر اینجاست شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم یک دسته چو […]

۶اسفند

134

0

زلف و قد راست ای بت سرکش چشم و رخت راست ای گل رعنا – محتشم کاشانی

محتشم کاشانی زلف و قد راست ای بت سرکش چشم و رخت راست ای گل رعنا سنبل و شمشاد هندو چاکر نرگس و لاله بنده و لالا ساخته ظاهر معجز لعلت ز آتش سوزان چشمهٔ حیوان کرده هویدا صنع جمالت در گل سوری عنبر سارا آتش آهم ز آتش رویت سیل سرشگم بیمهٔ رویت این ز درون زد شعله بگردون وان ز برون شد تا به ثریا محو ستادند عابد […]

۵اسفند

78

0

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت – شهریار

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت تحمل گفتی و من هم که کردم سال‌ها اما چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت چو بلبل نغمه‌خوانم تا تو چون گل پاکدامانی حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت تمنای وصالم نیست عشق من بگیر از من به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت امید خسته‌ام تا چند […]


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک