به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸

مارس 2019 - صفحه 3 از 3 - شعر و ادب

شعر و ادب

۲۰اسفند

44

0

ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم – شهریار

ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم خانه گوئی به سرم ریخت چو این قصه شنودم آن‌که می‌خواست برویم در دولت بگشاید با که گویم که در خانه به رویش نگشودم آمد آن دولت بیدار و مرا بخت فروخفت من که یک عمر شب از دست خیالش نغنودم آنکه می‌خواست غبار غمم از دل بزداید آوخ آوخ که غبار رهش از پا نزدودم یار سود از شرفم سر […]

۱۹اسفند

39

0

چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی – وحشی بافقی

چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی                                                         نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر                                                      چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواری                                              چو به غير همعنان شد چو بلا گران رکابی  همه خرقهٔ صلاحم شده خارخار و گل گل                                                 ز ميی که داغ آن می نرود به هيچ […]

۱۹اسفند

68

0

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی – شهریار

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی ای عجب از این طرفها هم گذاری داشتی   راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیز یا که شاید با دل تنگم قراری داشتی   مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربان بعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی   سر به زیرانداختی و گفتی آهسته سلام لب فروبستی نگاه شرمساری داشتی   خواستم چیزی بگویم گریه بغضم را شکست نه نگفتم […]

۱۹اسفند

47

0

اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود – شهریار

اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سود دیگر به چاک سینه مجال رفو نبود دیگر شکسته بود دل و در میان ما صحبت بجز حکایت سنگ و سبو نبود او بود در مقابل چشم ترم ولی آوخ که پیش چشم دلم دیگر او نبود حیف از نثار گوهر اشک ای عروس بخت با روی […]

۱۷اسفند

54

0

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت – شهریار

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت بیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاه نمی‌رمد مگر از توتیای گرد سیاهت بیا که جز تو سزاوار این […]

۱۶اسفند

45

0

اشعاری از بیژن ارژنگ

شاید به پر کبوتری بنویسد یا بر تنه ی صنوبری بنویسد شاید که هزار سال دیگر, مردی شعری از من به دفتری بنویسد +++++++++++++++++++++++++ با رفتن تو, به زندگی کردم پشت من ماندم و حلقه ی طنابی در مشت بگذار که فردا برسد, می شنوی دیروز غروب, شاعری خود را کشت ++++++++++++++++++++++++ بر خاک نهم پیرهنت را ؟ هرگز! این خاطره انگیز تنت را ؟ هرگز! امروز سیاه پوشی ات […]

۱۴اسفند

53

0

یاران چرا به خانه ما سر نمی زنند – شهریار

شهریار ملک سخن : یاران چرا به خانه ما سر نمی زنند آخر چه شد که حلقه بدین در نمیزنند دایم پرنده اند به هر بام و بر دلی دیگر به بام خانه ما سر نمی زنند پنداشتند  همچو  درختی  تکیده ام سنگی از آن به شاخه بی بر نمی زنند چرخد نظام کار به دوران به سیم و زر دستی به کار مضطر بی زر نمی زنند یا رب […]

۱۳اسفند

49

0

چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی – هوشنگ ابتهاج

چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی   ز تو دارم این غمِ خوش، به جهان از این چه خوشتر تو چه دادی ام که گویم که از آن به ام ندادی؟   چه خیال میتوان بست و کدام خواب نوشین به از این در تماشا که به روی من گشادی   تویی آنکه خیزد از وی […]

۱۱اسفند

51

0

دیشب نبودی من هراسان گریه کردم – محمد علی رستمی

 دیشب نبودی من هراسان گریه کردم امشب کنارت سهل و آسان گریه کردم   خندیدی امّا در دلت آشفتگی بود محو نگاهت وه چه نالان گریه کردم   نوری طلعلع می زد از رویای پنهان من هم برای قهر دوران گریه کردم   گفتی زمستانی شدی در فصل گرما فرصت شد و بر این و بر آن گریه کردم   ابری رسید امّا کمی باران نیاورد آتش گرفتم جای باران […]

۱۰اسفند

52

0

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست – حکیم عمر خیام

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست بیدادگری شیوه دیرینه تست ای خاک اگر سینه تو بشکافند بس گوهر قیمتی که در سینه تست   حکیم عمر خیام ………………………………. اکنون که گل سعادتت پربار است دست تو ز جام می چرا بیکار است   می‌خور که زمانه دشمنی غدار است دریافتن روز چنین دشوار است خیام نیشابوری  


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک