دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد – وحشی بافقی
دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد من و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغم که سرم...هرچند دخمه را بسیار، خاموش و کور می بینم – سیمین بهبهانی
سیمین بهبهانی : هرچند دخمه را بسیار، خاموش و کور می بینم در انتهای دالانش، یک نقطهٔ نور می بینم هرچند پیش رو دیوار، بسته ست راه بر دیدار در جای...من چه دارم که شود صرف قمارم با تو – شهریار
من چه دارم که شود صرف قمارم با تو صرفه از دست نبازی که ندارم با تو وقت آزاده به تشویش تبه نتوان کرد من افتاده ی درویش چه کارم با...ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم – شهریار
ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم خانه گوئی به سرم ریخت چو این قصه شنودم آنکه میخواست برویم در دولت بگشاید با که گویم که در خانه به...چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی – وحشی بافقی
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر چو کبوتری که افتد به...آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی – شهریار
آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی ای عجب از این طرفها هم گذاری داشتی راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیز یا که شاید با دل تنگم...اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود – شهریار
اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سود دیگر به چاک سینه مجال رفو نبود دیگر...دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت – شهریار
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت ز...اشعاری از بیژن ارژنگ
شاید به پر کبوتری بنویسد یا بر تنه ی صنوبری بنویسد شاید که هزار سال دیگر, مردی شعری از من به دفتری بنویسد +++++++++++++++++++++++++ با رفتن تو, به زندگی کردم پشت...برچسب ها
- سعدی (25)
- اشعار سعدی (20)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- شعر شهریار (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- شهریار (52)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر سعدی (16)
- اشعار شهریار (10)
- مولانا (23)