به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸

جولای 2019 - شعر و ادب

شعر و ادب

۹مرداد

28

0

بیداد رفت لاله بر باد رفته را – شهریار

بیداد رفت لاله بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید نو کرد داغ ماتم یاران رفته را جز در صفای اشک دلم وا نمی شود باران به دامن است هوای گرفته را وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود آخر محاق نیست که ماه دو هفته را برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب آورده […]

۹مرداد

29

0

نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید – سعدی

نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید. سعدی دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی. سعدی همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال. سعدی مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید. سعدی دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دم بیازارند. سعدی دل دوستان آزردن،مراد دشمنان برآوردن است. سعدی شیطان با مخلصان برنمی آید و سلطان با مفلسان. سعدی رأی […]

۵مرداد

29

0

شکسته وارم و دارم دلی درست هنوز – هوشنگ ابتهاج

شکسته وارم و دارم دلی درست هنوز وفا نگر که دلم پای بست توست هنوز به هیچ جام دگر نیست حاجتِ ای ساقی که مستِ مستم از آن جرعه ی نخست هنوز چنین نشسته به خاکم مبین که در طلبت سمندِ همت ما چابک است و چست هنوز به آبِ عشق توان شست پاک دست از جان چه عاشق است که دست از جهان نشست هنوز ز کار دیده و […]

۲۹تیر

38

0

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا – سعدی

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش بیان کند که چه بودست ناشکیبا را بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی چرا نظر نکنی یار سروبالا را شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبش مجال نطق نماند زبان […]

۲۴تیر

52

0

تا خیال دلکشت گل ریخت در آغوش چشم – هوشنگ ابتهاج

تا خیال دلکشت گل ریخت در آغوش چشم صد بهارم نقش زد بر پرده یِ گل پوش چشم مردم بیگانه را یارای دیدار تو نیست خفته ای چون روشنایی گرچه در آغوش چشم وقت آن آمد که ساغر پُر کنیم از خون دل کز می لعلت تهی شد جام حسرت نوش چشم چشم و دل، نادیده، بر آن جسم پنهان عاشق اند آفرین بر بینش دل، آفرین بر هوش چشم […]

۲۲تیر

44

0

ای خط و خال خوشت مایه‌ی سودای ما – عبید زاکانی

ای خط و خال خوشت مایه‌ی سودای ما ای نفسی وصل تو اصل تمنای ما چونکه قدم مینهد شوق تو در ملک جان صبر برون میجهد از دل شیدای ما چتر همایون عشق سایه چو بر ما فکند راه خرابات پرس گر طلبی جای ما از رخ زیبای تو قبله‌گه عام را کعبه‌ی دیگر نباد دلبر ترسای ما مردم لولی وشیم ما که و سجده کدام رای هزیمت گرفت عقل […]

۱۸تیر

47

0

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد – وحشی بافقی

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد   من و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغم که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد   همه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارم چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد   ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان همه زهر دارد اما چه […]

۱۷تیر

53

0

داستان منظوم موش و گربه

اگر داری تو عقل و دانش و هوش بیا بشنو حدیث گربه و موش بخوانم از برایت داستانی که در معنای آن حیران بمانی ای خردمند عاقل ودانا قصهٔ موش و گربه برخوانا قصهٔ موش و گربهٔ مظلوم گوش کن همچو در غلطانا از قضای فلک یکی گربه بود چون اژدها به کرمانا شکمش طبل و سینه‌اش چو سپر شیر دم و پلنگ چنگانا از غریوش به وقت غریدن شیر […]

۱۶تیر

62

0

ز حد گذشت جدائی – عبید زاکانی

ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا بیا که موسم عیشست و آشتی و صفا لبت به خون دل عاشقان خطی دارد غبار چیست دگر باره در میانه‌ی ما مرا دو چشم تو انداخت در بلای سیاه و گرنه من که و مستی و عاشقی ز کجا کجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسد که عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما ز زلف […]

۱۶تیر

45

0

بخت جوان دارد آن که با تو قرینست – سعدی

بخت جوان دارد آن که با تو قرینست پیر نگردد که در بهشت برینست دیگر از آن جانبم نماز نباشد گر تو اشارت کنی که قبله چنینست آینه‌ای پیش آفتاب نهادست بر در آن خیمه یا شعاع جبینست گر همه عالم ز لوح فکر بشویند عشق نخواهد شدن که نقش نگینست گوشه گرفتم ز خلق و فایده‌ای نیست گوشه چشمت بلای گوشه نشینست تا نه تصور کنی که بی تو […]


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک