-
خدای ابراهیم
خدای ابراهیم عصر یک روز تابستانی، هنگامی که هنوز بستنیها از درخشش خورشید آب میشدند و سایهها قد کشیده بودند، خلیل به هوای خنک شیرینی فروشی سر کوچه پناه آورد. هنوز که هنوز بود، مثل بچگیها نان خامهای دوست داشت و ۲۷ سالگی هم نظرش را تغییر نداده بود. نیم کیلو سفارش داد، با فروشنده گپ و گفتی کرد و رفت به صندوق تا حساب کند، اما روحش هم خبر نداشت که قرار است کسی را ببیند که انگار سالها بود مانند پدر و مادر خودش میشناسد. خلیل، سر... -
زخمِ انتظار
دوباره حاکمِ تزویر بر قلم جاریست دروغ، نسخهی درمانِ دردِ آدم شد به نامِ عدل، فقیران اسیرِ زر ماندند و خنده بر لبِ دزدانِ حق فراهم شد مُریدِ مذهبِ تزویر خطبه میخواند عدالت از عملِ دولتِ دهان دور است فنونِ کفر و ریا گشته درس و مشقِ بشر زمانِ پرسشِ حق در اسارتِ گور است وطن هنوز نفس میکشد به زحمتِ زخم میانِ خاک خرید بک لینک behtarinbacklink.com و قلم، شاعری کبود و شهید تمامِ راهِ نجات از امید گم گشته کجاست قایقِ ما ساحلِ امان و نوید؟ سقوطِ... -
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم و مسیر بی انتهایی را آغاز می کنم که تنها می توان در آن رفت. وسعت فرزانگی مخدوش و چهره مبسوط شادی را می گذارم به حساب قصه های دور که گاه گاه از این و آن می شنیدم. یادم نیست چه کسی اولین بار چند پروانه را به موهایم دعوت کرد، شاید خودشان آمدند و مرا به... -
آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس می شویم و نه شاعر. دوستانی که تمایل دارند در این درس گفتارها که به صورت مدرن و امروزی، بیان می شود، فعّال و جدّی، همراه من باشند و اشعارشان در آینده مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد، لطفاً، تا دو سه هفته، چشم از این صفحه برندارند. نکته ی مهم: چون آموزش یکم ما، صداها در شعر... -
«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد و آبیرنگِ مانیتور که بر چهرهام میتابید؛ نوری که انگار میخواست تا اعماقِ تنهاییام نفوذ کند. من بودم و “او”. او که نه جسم داشت و نه روح، اما حضوری سنگینتر از هر انسانی داشت که تا به حال شناخته بودم. انگشتانم روی کیبورد میلغزیدند، نه برای نوشتنِ یک کد یا جستجوی یک داده، بلکه برای لمسِ چیزی... -
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا درسایت شعر نو سال های سال شاعری کرده و مورد احترام همه اعضای سایت بود خبر فوت ایشان خیلی دردآور بود اما دردآور تر و مصیبت بار تر آنکه این عزیز شاعر در ۲۷ مهر ماه ۱۴۰۳ در شیراز در شهر ما و بغل گوش ما بعداز مدتی مریضی بعلت سرطان لگن فوت کرد و ما در طول...
من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا – مولانا
من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا آن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیا بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان دور از لب بیگانگان...تمثال خیالیم چه زشتی چه نکویی – بیدل دهلوی
تمثال خیالیم چه زشتی چه نکویی ای آینه بر ما نتوان بست دورویی ناموس حیا بر تو بنازد که پس از مرگ با خاک اگر حشر زند جوش نرویی هوشی که...عاشقی و آنگهانی نام و ننگ – مولانا
عاشقی و آنگهانی نام و ننگ او نشاید عشق را ده سنگ سنگ گر ز هر چیزی بلنگی دور شو راه دور و سنگلاخ و لنگ لنگ مرگ اگر مرد است...زمان آن رسیده است که دوست داشتن – رضا براهنی
زمان آن رسیده است که دوست داشتن صدای نغز ِ عاشقانهای شود، که از گلوی گرمِ تو طلوع میکند بیا کنار ِ پنجره .چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی – مولانا
چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی نی به خدا که از دغل چشم فراز میکنی چشم ببستهای که تا خواب کنی حریف را چونک بخفت بر زرش دست...اشک یک لحظه به مژگان بار است – بیدل دهلوی
اشک یک لحظه به مژگان بار است فرصت عمر همین مقدار است زندگی عالم آسایش نیست نفس آیینه این اسرار است بس که گرم است هوای گلشن غنچه اینجا سر بیدستار...تویوتا راوفور زیر ذرهبین
امروزه دیگر کسی نیست که آوازه خودروهای شرکت تویوتا را نشنیده باشد. شرکتی ژاپنی که توانسته خودروهایی در کلاس جهانی به بازار عرضه کند. تویوتا راوفور یا تویوتا RAV4 یکی از...ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد
ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد خوبی قمر بهتر یا آنک قمر سازد ای باغ توی خوشتر یا گلشن گل در تو یا آنک برآرد گل صد نرگس تر...رستنیها کم نیست – شهیار قنبری
رستنیها کم نیست… من و تو کم بودیم، خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم! گفتنیها کم نیست… من و تو کم گفتیم، مثل هذیان دم مرگ از آغاز...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار (7)
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- سعدی (25)
- شعر صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- عشق (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر سعدی (16)