-
ﮔﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺎﻗﯽ ﻛﻪ ﺳﻮﺳﻴﺲ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ !
ﺍﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﺧﻴﺲ ، ﺧﻮﺷﻪ ﯼ ﺗﺮ ﺍﯼ ﺳﺎﻗﻪ ﯼ ﺳﺒﺰ ، ﺭﻭﺡ ﺑﺮﺗﺮ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﻣﻦ ﺳﻴﻤﻴﻦ ﺗﻨﯽ ﻭ ﺑﻠﻮﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺠﻴﺐ ﺁﻫﻦ ﻭ ﻧﺎﻥ ﺩﺍﺱ ﻣﻪ ﻧﻮ ، ﺗﻨﻮﺭ ﺩﻫﻘﺎﻥ ﻳﻚ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺳﺒﺰ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻛﻮﻩ ﺷﻴﺮ ﺑﺰ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﻧﺴﺘﻮﻩ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻭ ﮔﻮﻥ ، ﻧﺴﻴﻢ ﻭ ﺯﻧﺒﻖ ﺁﻭﻳﺸﻦ ﻭ ﻻﻟﻪ ﯼ ﻣﻌﻠﻖ ﺳﻮ ﺳﻮﯼ ﭼﺮﺍﻍ ﭼﺸﻢ ﮔﺮﮔﯽ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﯼ ﺳﺘﺮﮔﯽ ﺁﻭﻳﺨﺘﻪ ﺍﺯ ﺳﻴﺎﻫﯽ ﻏﺎﺭ ﻗﻨﺪﻳﻞ ﺳﭙﻴﺪ ﺳﺮﺩ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺭﻩ ، ﺟﻨﮕﻞ ﺍﻓﺮﺍ ﻭ ﭼﻨﺎﺭ ،... -
باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم پیوند من از ، روز ازل با می لبهات بسته است خداوندِ شراب و شریانم افراشته ای قامت ِ رعنا و خرامان در باغ لردگان ِ خیالات ، تو ای سرو چمانم ! سرمست و خراباتی و بیچاره و مجنون افتاده و لنگان و غزلخوان ِ خزانم خاک و خس و خاشاک بیابان همه دیدند مشتاق به هر ردّ عبورت چه... -
diag-img-8f4a
متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و... -
آرامش جان
جانم به خنده چشمان تو وابسته بود، و شیرینی این زندگی در دستان تو قرار داشت. هر آنچه در اعماق دلم جای گرفته بود، سراسر عشق بود، و شرح حال قلبم در چهره خندان تو نمایان میشد. در هجوم غمهای این دوران پر از بلا، امنترین پناهگاه، آغوش تو بود. بر این خلوت معطر از حضور، سایه افکن، زیرا وجودم از تپش ایمان جاری تو سرچشمه میگرفت. بینشان و گمگشته در این دشت فراق بودم، و راهی که به خود یافتم، از لطف و احسان تو بود. قطرهای بودم... -
برای مانا
ببین، در وجود من ارمغانی نیست. آه، با من هیچ نیست، جز شبستانی که از شبنم پریشانیام لبریز است. من در توحش طولانی شاهینها، ببین، با من دلی نیست، جز آنچه با چنگال زهرآگین آکنده شده است. آه، با تو نیز هیچ نیست، مگر ظلمتی از زمزمه شعر. سقوط ستارگان از بستر خاک آشکار است، و میان دو دوست، دو هجای بلند و بیجوانه، دو قرن بلند، در قاموس بیقامتی، بر آسمانمان، بلندتر نگاه کن، دستی است که ذوب شده، هر اخبار فرهنگیان شعر سرودهشده، هر آه کشیدهشده بر... -
صبح بخیر
چشم بگشا تا سحر، پرده از تاریکی برگیرد و صبح، طرحی نو دراندازد. شب، آرامش خواب را از ما ربوده بود، اما اکنون آفتابی تازه با تیغ باور طلوع کرده است. غمها را به خاکستر تبدیل نکن؛ بگذار خاک شعلهور شود و گلی سرخ برویاند. چای دمکرده کنار پنجره این پیام را دارد: حیف است عمر انسان در ناز و تنبلی بگذرد. سرنوشت، مسئول رنجهای ما نیست؛ کوزهگر خالی است و باید خرید لایسنس نود ۳۲ همیار نود ۳۲ خودمان از ساغر منت بکشیم! سایهها از شکوه این لحظه...
ای گنبد گيتی! ای دماوند! – ملک الشعرای بهار
ای دیو سپيد پای در بند! ای گنبد گيتی! ای دماوند! از سيم به سر یکی کله خود ز آهن به ميان یکی کمر بند تا چشم بشر...قراری چون ندارد جانم اینجا – اوحدی مراغه ای
اوحدی مراغه ای : قراری چون ندارد جانم اینجا دل خود را چه میرنجانم اینجا؟ سر عاشق کلهداری نداند بنه کفشی، که من مهمانم اینجا مرا گفتی: کز آنجا آگهی چیست؟...عشق به شکل پرواز پرنده است – اردلان سرفراز
عشق به شکل پرواز پرنده است عشق خواب یه آهوی رمنده است من زائری تشنه زیر باران عشق چشمه آبی اما کشنده است من میمیرم از این آب مسموم اما...سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت – حافظ شیرازی
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل...در بیابان، به فصل تابستان – فخرالدین عراقی
در بیابان، به فصل تابستان چون ببارد به تشنه ای باران گرچه یک لحظه زآن بیاساید هم به آب اشتیاقش افزاید می بیفزا ، چو شوقم افزودی روی پنهان مکن ،...ساز من آزادگی، آهنگ من آوارگی – بیدل دهلوی
ساز من آزادگی، آهنگ من آوارگی از تعلق تار نتوان بست قانون مرا عمر رفت ودامن نومیدی از دستم نرفت ناز بسیارست بر من بخت واژون مراقیمت روز خودروهای داخلی در آذر ۹۹
افزایش لحظهای قیمت روز خودروهای داخلی و خارجی سبب شده است که بسیاری از خریداران و فروشندگان خودرو مرجع مناسبی برای تعیین قیمت خودروی خود نداشته باشند. چراکه بسیاری از افراد...آن یار کز او خانه ما جای پری بود – حافظ شیرازی
آن یار کز او خانه ما جای پری بود سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری...ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟ – فخرالدین عراقی
ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟ کز زخمهی آن نه فلک اندر تک و تاز است آورد به یک زخمه، جهان را همه، در رقص خود جان و...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- شهریار (52)
- اشعار سعدی (20)
- شعر شهریار (11)
- شعر (10)
- شعر سعدی (16)
- عشق (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار (7)
- مولانا (23)
- عبید زاکانی (8)