-
مسمط «حس مهر» با تضمین غزل سعدی
#مسمط- شماره ۲۳ بسمه اللطیف حس مهر تضمین غزل شماره ۱۷۰ دیوان سعدی شیرازی ۱ سحرگاهان خورشید قصد آسمان میکند و طلوع مهر از شکوه و جلال جان نشان میدهد. در این لحظه، دل من سرشار از شور و شوقی بیکران است. «غلام آن سبکروحم که با من سر گران دارد جوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان دارد» ۲ هر کس که در راه عشق سر تسلیم میساید، آگاهانه و هشیار به دام حوادث میآید. او را چه باکی از فتنهای که بر فتنهای دیگر افزوده شود؟ «مرا... -
منطق جنون
در شب پر آشوب عشق، چشمان تو مرا به خود خیره کرد. قلب ساده و مشتاق من، در حصار جسمی که سهم تو نبود، شعلهور شد. عقل من، با منطق جنون، بر دار سوخت و خاکستر شد. شعر خواندم، اشک ریختم و سرانجام رسوا گشتم. در مسیر رفتن تو، دستم به هر دیواری آویخت و سوخت. پس از تو، هر لحظهام در انتظار مرگ گذشت. در قمار تلخ سرنوشتی که اجباری شد، وجودم سوخت. بیخبر از حال من رفتی، و شهر بیگناه در پامنا موبایل برابر چشمان خستهی این... -
بخت خفته
بوسه بر لبهایم میزد، اما خالی از احساس بود؛ گویی بر لبان ترش، وسواسی پنهان داشت. خواستم دلم را به گیسوان دلربایش گره بزنم، اما وقتی دست به زلفش بردم، چه بگویم؟ گویی همه چیز بر باد رفته بود. گونههایش مانند هلویی رسیده، زیبا و آبدار بود و رنگ چشمانش، یادآور باغی پر از گیلاس. همین که خواستم در آغوشش بگیرم، صدها تیغ بر جانم نشست؛ گویی مژگانش به آغوش کشیدن حساس بود. ابروانش را نوازش کردم و زخمی شدم؛ جنس ابرویش، تیز و برنده چون داس بود. برای... -
مراقبت از صدفهای نرگسی شعر
از هر سطر و کلمه شعرهایت با دقت مراقبت مود لاین کن؛ زیرا این اشعار، پلی هستند که دنیای درونی تو را به جهان بیرون پیوند میدهند. این مردمی که من میبینم، پس از مرگ تو، حتی واژههایت را نیز ستایش خواهند کرد. بگذار آیندگان، سالها بعد، هنگامی که در اقیانوسهای عمیق اندیشههای تو غرق شدند، مسحور تماشای صدفهای نرگسی کلامت شوند… -
آمدنم در مهرماه
مرا در ماه مهر به این دنیا آوردند تا چشمانم را به نظاره کوچ غریبانه قوهایی بگشایم که از فرمان خزان زودرس بالادستان میرفتند. آمدم تا اندوه پژمردن غنچهها دانلود فیلم هندی را در چهره دشت ببینم، اما هیچ رغبت و رضایتی در کار نبود! باید لبخند میزدم به نزاع پاییز و پروانه، تا بیاموزم چگونه دل بکنم، حتی در اوج عاشقی. باید گوشهایم را باز میکردم، حتی برای شنیدن شیون بید از تکرار تازیانه باد بنیانکنی که باغ را به کام خزان میکشاند، تا به ظلمی بیعدالتی عادت... -
خون بیاورید، خلاص
من تشنه خون زندهام، خونی تازه که از رگ بریده حیات شره میکند. آیا سر بریدن گوسفندان را دیدهای؟ دیدهای که خون پامنا موبایل چگونه میجهد و پخش میشود و سطح تیره آسفالت را سرخ میکند؟ من به پاچهها و چشمها تن نمیدهم، هیچ چیز جز جگر این جنون تشنه را شفا نمیدهد – لختههای خونی که در جگر شناورند – خام، خام، خام، خام؛ خام؛ مثل طعم گردن غزال زیر چنگالهای وحشی پلنگ. خام؛ مثل تکههای قلب گورخر در ضیافت شبانه شغالها. خام؛ مثل لختههای خون چلچله لابلای...
در بیابان، به فصل تابستان – فخرالدین عراقی
در بیابان، به فصل تابستان چون ببارد به تشنه ای باران گرچه یک لحظه زآن بیاساید هم به آب اشتیاقش افزاید می بیفزا ، چو شوقم افزودی روی پنهان مکن ،...ساز من آزادگی، آهنگ من آوارگی – بیدل دهلوی
ساز من آزادگی، آهنگ من آوارگی از تعلق تار نتوان بست قانون مرا عمر رفت ودامن نومیدی از دستم نرفت ناز بسیارست بر من بخت واژون مراقیمت روز خودروهای داخلی در آذر ۹۹
افزایش لحظهای قیمت روز خودروهای داخلی و خارجی سبب شده است که بسیاری از خریداران و فروشندگان خودرو مرجع مناسبی برای تعیین قیمت خودروی خود نداشته باشند. چراکه بسیاری از افراد...آن یار کز او خانه ما جای پری بود – حافظ شیرازی
آن یار کز او خانه ما جای پری بود سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری...ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟ – فخرالدین عراقی
ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟ کز زخمهی آن نه فلک اندر تک و تاز است آورد به یک زخمه، جهان را همه، در رقص خود جان و...آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند – حافظ شیرازی
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی وان گه...سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من – مولانا
سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک تو سایه افکنی...صحبت عاشقی بشه ستاره رو خواب می کنی – مریم حیدرزاده
صحبت عاشقی بشه ستاره رو خواب می کنی دریا رو آتیش میزنی ، ابرا رو بی تاب می کنی وقتی فقط اونو می خوای ماهو نشونه می کنی میری تو قلب...دیدار شد میسر و بوس و کنار هم – حافظ شیرازی
دیدار شد میسر و بوس و کنار هم از بخت شکر دارم و از روزگار هم زاهد برو که طالع اگر طالع من است جامم به دست باشد و زلف نگار...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- مولانا (23)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار (7)
- صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- وحشی بافقی (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار شهریار (10)
- شهریار (52)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سعدی (25)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- شعر سعدی (16)
- عشق (13)